تبلیغات
مرجع کامل كتابهای pdf

دانلود کتاب شعر صوتی چشم ها را باید شست از سهراب سپهری

تاریخ : سه شنبه 24 آذر 1388

آن­هایی كه با محافل مثلا هنری یا روشنفكری در این ملك آشنایی دارند، می­دانند كه تا چه حد غیبت و حرف و نقل فراوان است. من در معدود برخوردهای نزدیكم با سهراب هرگز ندیدم و نشنیدم كه از كسی بد بگوید، اثر هنرمند دیگری را به باد مسخره و انتقاد بگیرد. اگر در گرماگرم بحث درباره­ی فلان نقاشی كه تازه كارهایش را دیده بودیم از او می­خواستند تا نظرش را بگوید، رندانه، شاید، طفره می­رفت و می­كوشید تا به سكوت خود ادامه دهد. اغلب خیال می­كردم كه او در میان جمع هم با خودش خلوت كرده و دلش نمی­خواهد كه آن خلوت درونی را بیآشوبد

هر کجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.

پنجره، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچهای غربت؟من نمی دانم
که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست.
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.
زیر باران باید با زن خوابید.
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی ،
زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون”است.

رخت ها را بکنیم:
آب در یک قدمی است.

روشنی را بچشیم.
شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را.
گرمی لانه لکلک را ادراک کنیم.
روی قانون چمن پا نگذاریم.
در موستان گره ذایقه را باز کنیم.
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد.
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ

دانلود کتاب صوتی دانلود کتاب صوتی از سهراب سپهری | Download


سیستم افزایش آمار مجیک